به مناسبت صدمین پست
نمیدونم این ایده وبلاگ نویسی از کجا به ذهنم رسید. شاید چون مرتضی، برادرم، وبلاگ داشت من هم وسوسه شدم ولی اصلا جزئیات ماجرا یادم نمیآد. شاید هم دلیل دیگهای داشت…
یادمه خیلی با خودم کلنجار رفتم که به این کار راضی شدم. نوشتن، حتی خصوصی نوشتن هم، یعنی به رسمیت شناختن اون چیزایی که تو فکرت هستن. به محض اینکه چیزی رو کاغذ بیاد دیگه از تو جدا میشه و برای خودش حیات مستقلی پیدا میکنه، به بیان دیگه رسمیت پیدا میکنه. و این مسئله میتونه خیلی ترسناک باشه، حداقل برای من که بود. دیگه راه فراری از اون افکار وجود نداره، نه تنها امدن به خودآگاهت بلکه خارج از وجود تو هم حیات پیدا کردن. ترس دیگهای که داشتم مربوط میشد به ابراز عقیده در جمع. همیشه از بچگی از اینکه توسط جمع مورد قبول واقع نشم میترسیدم. از اینکه مسخره بشم یا مورد نقد قرار بگیرم واهمه داشتم. از اینکه موضوع مورد مطالعه باشم متنفر بودم. با نوشتن در یه جای عمومی عملا داشتم خودم با دستای خودم، خودم رو بدبخت میکردم.
نمیدونم منشا این ترسها (میخواستم براشون یه صفتی هم بذارم ولی لغت مناسبی به ذهنم نرسید) چی هستن ولی خوشبختانه شروع کردم به نوشتن و الآن از کاری که کردم بسیار راضیام. شاید حس خیلی بهتری باشه اگه آدم یه چیزایی بنویسه که بدرد بقیه هم بخوره ولی من در همین حد که این نوشتن باعث شده بر ترسهام غلبه کنم خوشحالم. به قول عزیزی این دوره وبلاگ درمانی شدیدا مفید واقع شده
.
خلاصه با اینکه همچین آدم انتقاد پذیری نیستم و هنوز هم اگه کسی انتقادی بکنه کارد بزنی خونم در نمیآد ولی با همه اینها از هرگونه انتقاد یا پیشنهادی استقبال میکنم.
پینوشت: اینکه عنوان این نوشته شد «به مناسبت صدمین پست» صرفا ناشی از تصادف بود. امدم این پست رو بنویسم دیدم صدمین پست این وبلاگه!
fekr konam estedlaale khodet baraaye raah andakhtane blog in bood ke PHP tamrin koni (ya shayad chon blog rah andakhty bayad PHP tamrin mikardi?!), anyway, vali chizi ke be nazare man miresid falsafeyi too maaye haaye Private Information Retrieval daasht.
Mansha’e tars haa, kheyli saadeh, mitoone kamboode e’temaade be nafs baashe, va in chiziye ke jobraan nemishe magar in ke adam khodesho daghighan tooye mogheiyati ke baa’ese tarsesh mishe bendaazeh. To ham taghriban hamin kaaro kardi.
Mahdi, migam bara inke tarset kollan berize khob inghade mobham nanvis, ye zare vazeh tar benvis ma ke rahe doorim befahmim chi be chie oonvar
, ye commente dige ham daram be monasebate 100 salegish
man kheili vaghta ke weblogeto mikhoonam ehsas mikonam chizai ke inja minvisi ba chizi ke khodet hasti kheili fargheshe, nemdoonama shayadam hala weblog e adam kheili nabayad monakes konandeye shakhsiate adam bashe, vali man ehsas mikonam age kasi toro nashnase o injaro bekhoone, bad meetet kone ehtemalan be ye adame dige barmikhore, goftam shayad jaleb bashe bedooni! hamin! bye bye
@Ghazale
ممنون به خاطر کامنتت. در مورد شباهت، من هیچوقت سعی نکردم که اینجا شبیه خودم بشه و همچنین سعی نکردم که نشه. یعنی اصلا در موردش فکر نکردم. برام جالبه به عنوان یه ناظر خارجی یه همچین چیزی میگی. خیلی خوبه اگه واضحتر بنویسی منظورت چیه.؛