آوازهای سرزمین خورشید

August 1st, 2010 mahdi 9 comments

صدای گرمِ محمد نوری یادآور خاطرات زیادی از دوران کودکی و نوجوانی منه. یادآور روزهای جمعه که صدای موسیقی رو بلند می‌کردیم، قبل از ناهار یا همزمان با اون، یادآور جاده تهران-رشت و یادآور خونه‌ی دایی مادرم. برای من اینطور بود که آوازش یاد سفر به همراه داشت.

خدا رحمتش کنه؛ مردِ «آوازهای سرزمین خورشید» بود.

پی‌نوشت: برای من آوازهای محمد نوری نشون از اون بخش شاد و سرخوش روحِ ایرانی داشتند.

Categories: Farsi Tags:

;)

July 29th, 2010 mahdi 2 comments

امروز بعد از مدت‌ها هندوانه خوردم!

Categories: Farsi, Photo Tags:

نقد

July 27th, 2010 mahdi 1 comment

می‌ترسم از این تیغ برانی که پدرم دست ما داد، که نه به دوست و دشمن رحم می‌کند و نه حتی خودم از دستش در امان می‌مانم.

می‌ترسم از زمان‌هایی که بدون هیچ احساسی انتقاد می‌کنم. بعدش هزار بار خودم را مواخذه می‌کنم که چرا تندروی کرده‌ام، چرا شرایط را در نظر نگرفته‌ام و هزار چرای دیگر. وقتی که احساسات دوباره ظاهر می‌شوند پشیمانی حاصل می‌شود…

پی‌نوشت: باید این پست را منصفانه‌تر می‌نوشتم.

Categories: Farsi Tags:

The father – The son

July 24th, 2010 mahdi No comments

پی‌نوشت: این پست سیاسی نیست!

Categories: Photo Tags:

ابلوموف

July 23rd, 2010 mahdi No comments

همیشه ازقبول مسئولیت فراری بوده‌ام، از پاسخ‌گو بودن درباره مشکلات واهمه داشته‌ام. دوست داشته‌ام در یک گوشه امنی سرم به کار خودم گرم باشد. نه مرا با دنیا کاری باشد نه دنیا را با من. یک جور بی‌ارادگی …

دیروز بود یا امروز، ناگهان خودم را  دیدم که چیزی نمانده شبیه «او» شوم. و من اینقدر از این دومی (شبیه او شدن) می‌ترسم که حاضرم برای فرار از آن با جان و دل به اولی (قبول مسئولیت)  پناه ببرم.

پی‌نوشت: مشکل او مسئولیت گریزی و بی‌ارادگی بود.

Categories: Farsi Tags:

همشهری کِین

July 23rd, 2010 mahdi 2 comments

مال خیلی سال قبله. یادمه خیلی گریه کردم وقتی «کِین» قبل از مرگش نام «رُزبال» رو به زبان اورد.

پی نوشت: شاید مدت‌ها طول بکشه تا ارزش چیزهای ساده و به ظاهر کم اهمیت رو تو زندگی‌مون بفهمیم؛ یه نامه، یه شاخه گل، یه عکس، یه خاطره، یه ۵ فرانکی …

Categories: Farsi Tags:

شب‌زنده‌داری

July 19th, 2010 mahdi 1 comment

شب پر ستاره‌ای است امشب…

پی‌نوشت: با این شب زنده‌داری‌ها همسایه‌ها رو بیچاره می‌کنم!

Categories: Farsi Tags:

A Summer Evening

July 7th, 2010 mahdi 4 comments
Categories: English, Photo Tags:

امید

July 7th, 2010 mahdi No comments

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ

[عنکبوت؛ آیه ۶۹]

Categories: Farsi Tags:

سفر دریایی

June 29th, 2010 mahdi 2 comments

حدود بیست سال پیش بود که برای عید نوروز یک کارت تبریک داده بود که رویش عکس یک کشتی بود و آرزو کرده بود که به سفرهای دریایی بروم ( یا برویم، دقیق یادم نیست). مدت‌هاست که رفته؛ همان سال یا سال بعدش رفت و من هیچ وقت نفهمیدم چرا رفت. آن موقع کوچک بودم و خلا نبودنش را حس نکردم ولی بعدها دیدم که وجودش چه تاثیری زیادی در زندگی‌ام داشته بود.

باورش سخت است؛ کسی که تا همین دیروز بوده به سرش می‌زند و می‌رود و دیگر هیچ. یک جورهایی شیبه مردن است، نه؟

عکس زیر را که ادیت می‌کردم به یادش افتادم و دلم گرفت. احتمالا اهل ولچرخی در اینترنت نیست و با احتمال بیشتر اینجا را نمی‌خواند. ولی اگر تصادفا به اینجا رسید دوست دارم بداند که در همه این سال‌ها خیلی زیاد به یادش بوده‌ام.

Categories: Farsi, Photo Tags: